تبليغاتX
السلام علیک یا ابا عبدالله ::
السلام علیک یا ابا عبدالله
شهادت ام ابیها  

السلام عليكِ يا فاطمة الزهراء

يا فاطمة الزهراء، يا بنت محمد، يا قرة عين الرسول، يا سيدتنا و مولاتنا، إنا توجهنا و استشفعنا بكِ إلى الله وقدمناكِ بين يدي يا حاجاتنا

يا وجيهة عند الله ... اشفعي لنا عندالله

مداحی از مداح اهل بیت (علیهم السلام) مجید بنی فاطمه

فاطمیه 1

فاطمیه 2

فاطمیه 3

فاطمیه 4

|+|
نوشته شده توسط یکی از مجنون های حسین (ع) در Thu 31 May 2007 و ساعت 5 PM
شهادت امام حسن مجتبی رو به همه شما تسلیت میگم  

امام حسن مجتبی ( علیه السلام )

نام : حسن

لقب : مجتبی

کنیه : ابو محمد

نام پدر : علی

نام مادر : فاطمه

تاریخ ولادت : نیمه ماه مبارک رمضان سال 3 هجری

محل ولادت : مدینه طیبه

مدت امامت : 10 سال

مدت عمر : 47-48 سال

علت شهادت : تحریک معاویه وزهر جعده

نام قاتل : جعده دختر اشعث

محل دفن : بقیع

 

سخنان برگزیده از امام حسن علیه السلام

با همسایه ات به نیکی همسایگی کن تا مسلمان باشی .

خویشاوندکسی است که دوستی سبب خویشاوندی او است ، اگر چه نسبش دور باشد .

هرکه به حسن اختیار خدا برای او اعتماد کند آرزو نمی کند که در حالتی جز آنچه خدا برایش اختیار کرده است ، باشد .

خردمند به کسی که از او نصیحت می خواهد ، خیانت کرده است ، باشد .

بر شما باد به تفکر ، که تفکر مایه حیات قلب شخص بصیر وکلید در حکمت است .

بی همت را مردانگی نباشد .

تمام کردن احسان از آغاز کردن آن بهتر است .

هیچ گروهی با هم مشورت نکردند ، مگر آن که به راه پیشرفت خود رهنمون شدند .

نشانه برادری ، وفاداری در سختی وآسایش است .

هر کس احسان های خود را بر شمرد ، بخشندگی خود را تباه کرده است .

احسان آن است که تاخیری در پیش ومنتی در پس نداشته باشد .

هرگاه  شنیدی شخصی آبروی مردم را می ریزد ، بکوش تا تو را نشناسد .

 

احادیثی در رابطه با امام حسن علیه السلام

حسن از من است ومن از اویم ؛ هر که دوستش بدارد ، خداوند دوستدار او است . پیامبر اکرم (ص) 

امام حسن (ع) در همه حال خدای سبحان را یاد می کرد .  امام سجاد (ع)

امام حسن (ع) در عبادت و صدقه دادن سخت کوش بود .  امام باقر (ع)

امام حسن (ع) در خلقت وسیرت وشرافت شبیه ترین مردم به رسول خدا بود .  امام صادق (ع)

|+|
نوشته شده توسط یکی از مجنون های حسین (ع) در Sat 17 Mar 2007 و ساعت 8 PM
شهادت حضرت رقيه(ع) تسليت باد 

رقيه (س) دختر خورشيد است... رقيه (س) از تبار نور و از جنس آبي آسمان است.
    رقيه (س) جلوه ديگري از شكوه و عظمت حماسه عاشورا است. حضور اين كودك خردسال در متن نهضت سرخ حسيني بي هيچ شك و شبهه‌اي اتفاقي ساده و ناچيز نبوده است، چنانكه هر يك از كساني كه در واقعه نينوا حضور داشته‌اند، چون نيك بنگريم، حامل پيامي شگرف و شگفت بوده‌اند.
    

    به گواه تاريخ نگاران و مقتل نويسان رحلت شهادت‌ گونه رقيه (س) اندكي پس از واقعه خونين كربلا در سال شصت و يكم هجري رخ داده است و در اين هنگام وي سه يا چهار ساله بوده است و نخستين نكته شگفت درباره حضرت رقيه (س)، شايد همين باشد كه با چنين عمر كوتاهي، از مرزهاي تاريخ عبور كرد و به جاودانگي رسيد، آن گونه كه برادر شيرخوارش علي ‌اصغر (ع) به چنين مرتبه‌اي نايل شد.
    
     مداحي بمناسبت شهادت آن بزرگوار
     به عبارت ديگر يكي از جلوه‌هاي رويداد بزرگ عاشورا تنوع سني شخصيت‌هاي آن مي‌باشد كه از پايين‌ترين سن آغاز و به بالاترين سنين (حضرت حبيب‌ بن مظاهر) ختم مي‌گردد. نكته قابل تأمل ديگر در بررسي اين مهم آن است كه در پديد آوردن اين حماسه بي ‌بديل و شكوهمند تنها يك جنسيت سهيم نبوده، بلكه در كنار اسامي مردان و پسران جانباز و ايثارگر اين واقعه، نام زنان و دختران نيز حضوري پررنگ و تابناك دارد.
    مصائب و شدائدي را كه رقيه (س) از كربلا تا كوفه و از كوفه تا شام متحمل مي‌شود، آنچنان تلخ و دهشتناك است كه وجدان هر انسان آزاده و صاحبدلي را مي‌آزارد و قلب و روح را متأثر و مجروح مي‌سازد. تحمل گرماي شديد كربلا همراه با تشنگي، حضور در صحنه شهادت خويشاوندان، اسارت و ناظر رفتارهاي شقاوت آلود بودن، آزار و شكنجه‌ هاي جسمي و روحي فراوان، دلتنگي براي پدر در خرابه شام و ... نشانگر مصائب عظمايي است كه يك كودك خردسال با جسم و روح لطيف خود با آن مواجه شده است. از ديگر سو همين قساوت سپاه يزيد است كه بر عظمت نهضت سترگ عاشورا مي‌افزايد، زيرا حضرت امام حسين (ع) با شناخت و پيش‌بيني تمام اين مصائب و شدائد به قيام در راه احياء دين جد بزرگوار خويش قد علم فرمود و چنين دشواري‌هايي نتوانست هيچ گونه خللي بر عزم استوار آن حضرت در راه آزمايش بزرگ الهي پديد آورد.
     رقيه (س) برهان بزرگ ديگري است بر حقانيت قيام امام حسين (ع) كه تنها كسي مي‌تواند چنين به مبارزه و مقابله با ستم برخيزد كه مقصدي الهي داشته باشد، و رقيه (س) برهان بزرگ ديگري است بر مظلوميت عترت پاك پيامبر (ص) و رسواكننده سياهكاراني است كه داعيه جانشيني رسول خدا (ص) را سر دادند و رقيه (س) برهان بزرگ ديگري است براي آن كه اوج توحش و سنگدلي دژخيمان دستگاه بني ‌اميه براي هميشه تاريخ به اثبات بماند، و رقيه (س) فاتح شام و سفير بزرگ عاشورا در اين سرزمين است، و رقيه (س) برهان بزرگ ديگري است بر اين حقيقت بزرگ كه حق بر باطل پيروز خواهد شد و اينك پس از قرن‌هاي متمادي آنان كه به مرقد مطهر آن حضرت در شام مشرف مي‌شوند به عينه تفاوت ميان مقام و مرتبه اين كودك سه ساله را با خليفه جابري چون يزيد درمي‌يابند.
    
    آرامگاه‎‎‎ ملكوتي‎ دخت‎ سه سـالـه امـام‎‎ سـوم شيعيان‎ در شام‎ كنـار بـاب‎ "الفـراديـس " مابين‎ كوچه‎ هاي‎ تاريخي‎ و پر ازدحام‎ دمشـق‎ است‎‎ كه‎‎ هر ساله بسياري‎ از شيفتگان‎ اهل‎ بيت (ع) را از مناطق‎ مختلف‎ جهان‎ به‎ سوي‎ خود جلب‎ مي‎ كند.
    پروردگارا ما را به کسب توفيق درك شخصيت حضرت رقيه(س) مرحمت فرما.

|+|
نوشته شده توسط یکی از مجنون های حسین (ع) در Sat 24 Feb 2007 و ساعت 1 AM
شيرين تر ازعسل 

قاسم فرزندامام حسن (ع)

خداونديتيم هاراخيلي دوست دارد. مخصوصاً اگرفرزندشهيدباشدپيامبر(ص) فرمود:" كسي كه ازروي مهرومحبت برسريتيمي دست بكشددربهشت همسايه من خواهدبود."
وقتي دشمنان اسلام امام حسن(ع) رازهردادند.. امام حسين (ع) سرپرستي فرزندانش رابرعهده گرفت.امام حسين (ع) قاسم راخيلي دوست داشت ودرنزد خودش اوراتربيت كرد.
دركربلا حضرت قاسم (ع) نوجواني 13 ساله بود. شب عاشوراامام حسين (ع)به يارانش فرمود: " فرداهمه مردان كشته خواهندشد."حضرت قاسم (ع) جلوآمدوپرسيد: عمجان آيامن هم كشته خواهم شد؟
امام حسين (ع)فرمود:" آيامرگ دركام توچگونه است؟" جواب داد: " شيرين ترازعسل". حضرت قاسم (ع) شنان دادكه تربيت شده خاندان پيامبر(ص) است. او ميداندكه مرگ درراه خدا عزت وسربلندي است.روز عاشوراكه ازظهرگذشت: چندباراين نوجوان ازامام حسين (ع) اجازه ميدان رفتن خواست : اما كشته شدن اين نوجوان براي امام حسين (ع) سخت بود: تااينكه حضرت قاسم (ع) خودش راروي پاهاي عموانداخت والتماس كرد.عموجان اجازه بده جانم رافدايت كنم , امام حسين (ع) اجازه داد.حضرت قاسم (ع) عاشقانه سواربراسب شدوبه مصاف 2 دشمن رفت.فريادزد:هركس مرانمي شناسد, من فرزندحسنم , همان كسي كه فرزندپيامبربزرگ است , حضرت قاسم (ع) مثل شيرمي خروشيدومي جنگيدتااينكه به زمين افتاد.صدازد:"عموجان به فريادم برس " امام حسين (ع)باشتاب به بالين قاسم آمدوسرش رابه دامن گرفت وبه قاتلان سنگدل نفرين كرد.
حضرت قاسم (ع) به همه نوجوانان مسلمان آموخت كه شايستگي به سن نيست : چه نوجواناني كه ازبزرگسالان پيشي گرفتندواسوه ونمونه خوبان شدند.

|+|
نوشته شده توسط یکی از مجنون های حسین (ع) در Sun 28 Jan 2007 و ساعت 9 PM
وصیت نامه امام حسین (ع) 

بسم الله الرحمن الرحيم. هذا ما أوصي به الحسين بن علي إلي أخيه محمد بن الحنفية إن الحسين يشهد أن لا إله إلا الله وحده لا شريک له و أن محمداً عبده و رسوله جاء بالحق من عنده و أن الجنة حق و النار حق و الساعة آتية لاريب فيها و أن الله يبعث من في القبور و أني لم أخرج أشراً و لا بطراً و لا مفسداً و لا ظالماً و إنما خرجت لطلب الإصلاح في امة جدي(صلي الله عليه و آله ) أريد أن آمر بالمعروف و أنهي عن المنکر و أسير بسيرة جدي و أبي علي بن أبي طالب فمن قبلني يقبول الحق فالله أولي بالحق و من رد علي هذا أصبر حتي يقضي الله بيني و بين القوم و هو خيرالحاکمين، و هذه وصيتي إليک يا أخي! و ما توفيقي إلا بالله، عليه توکلت و إليه أنيب.

امام حسين عليه السلام هنگام حرکت از مدينه به سوي مکه اين وصيت نامه را نوشت و با مهر خويش ممهور ساخت و به برادرش محمد حنفيه تحويل داد:
بسم الله الرحمن الرحيم...؛ اين وصيت حسين بن علي است به برادرش محمد حنفيه. حسين گواهي مي دهد به توحيد و يگانگي خداوند و اين که براي خدا شريکي نيست و محمد(ص) بنده و فرستاده اوست و آئين حق( اسلام) را از سوي خدا( براي جهانيان) آورده است و شهادت مي دهد که بهشت و دوزخ حق است و روز جزا بدون شک به وقوع خواهد پيوست و خداوند همه انسان ها را در چنين روزي زنده خواهد نمود.امام در وصيت نامه اش پس از بيان عقيده خويش درباره توحيد و نبوت و معاد، هدف خود را از اين سفر اين چنين بيان نمود:
من نه از روي خودخواهي و يا براي خوشگذراني و نه براي فساد و ستمگري از شهر خود بيرون آمدم؛ بلکه هدف من از اين سفر، امر به معروف و نهي از منکر و خواسته ام از اين حرکت، اصلاح مفاسد امت و احياي سنت و قانون جدم، رسول خدا(ص) و راه و رسم پدرم، علي بن ابي طالب(ع) است. پس هر کس اين حقيقت را از من بپذيرد( و از من پيروي کند) راه خدا را پذيرفته است و هر کس رد کند( و از من پيروي نکند) من با صبر و استقامت( راه خود را) در پيش خواهم گرفت تا خداوند در ميان من و بني اميه حکم کند که او بهترين حاکم است. و برادر! اين است وصيت من به تو و توفيق از طرف خداست، بر او توکل مي کنم و برگشتم به سوي اوست.
اربعین امام حسین arbaeen Imam hosein
انگيزه هاي قيام حسين(ع):
امام(ع) در سخنان خود در پاسخ وليد و مروان اولين انگيزه قيام و مبارزه و علت مخالفت خود با يزيد بن معاويه را بيان کرد و اکنون به هنگام حرکت از مدينه در وصيت نامه خود به انگيزه ديگر يا به علت اصلي قيام خود، يعني امر به معروف و نهي از منکر و مبارزه با مفاسد وسيع و مسائل ضداسلامي و ضدانساني حکومت يزيدي و اموي، اشاره مي کند و مي فرمايد:
اگر آنان از من تقاضاي بيعت هم نکنند من باز هم آرام و ساکت نخواهم نشست؛ زيرا اختلاف من با دستگاه خلافت تنها بر سر بيعت با يزيد نيست که با سکوت آنان در موضوع بيعت، من نيز سکوت اختيار کنم؛ بلکه وجود يزيد و خاندان وي موجب پيدايش ستم و گسترش فساد گشته است . و من براي امربه معروف و نهي از منکر و احياي قانون جدم رسول خدا(ص) و زنده کردن راه و رسم پدرم علي(ع) و بسط عدل و داد به پاخيزم و ريشه اين نابه ساماني ها، يعني خاندان بني اميه را قلع و قمع نمايم و همه جهانيان بدانند که حسين جاه طلب، طالب مقام و ثروت، شرور، مفسد و اخلالگر نبود و اين حالت از روز اول تا ساعت آخر و تا لحظه آخر در روح حسين(ع) متجلي و متبلور بود.

منبع : سخنان حسين بن علي عليه لسلام از مدينه تا کربلا ، محمد صادق نجمي ، ص 54

 

|+|
نوشته شده توسط یکی از مجنون های حسین (ع) در Sun 21 Jan 2007 و ساعت 6 PM
محرم ..  

سلام دوستان .. خوبین؟

ممنون که به وبلاگ میایید و نظر می دید .. انشالله که تونسته باشم تا الان یه کاری اول برای خدا و ائمه اطهار و بعد هم برای شما دوستان گلم انجام داده باشم ..

دوستان گلم ..

محرم داره میاد .. اماده شدید یا نه؟!

محرم داره نزدیک میشه .. هیئتاتون رو برای امام حسین (ع) و تعزیه کردن با اماممون و صاحب امرمون امام زمان (عج ) اماده کردین؟!

آقا این محرم هم میاد و میره مثل محرم های دیگه ای که اومدن و رفتن .. ولی اقا جونم .. شما چرا نیمودید؟! شما چرا نیومدید انتقام خون مادرتون و جدتون رو از این ظالمها بگیرید؟!

تا کی باید شیعه خار و ذلیل توی دست این کافر های از خدا بی خبر باشه؟!

اقا جان میشینم به انتظارت تا بیایی ..

سلام من به محرم   محرم گل زهرا

به لطمه های ملائك  به ماتم گل زهرا

سلام من به محرم  به تشنگی عجيبش

به بوی سيب زمين و غم حسين غريبش

سلام من به محرم  به غصه و غم مهدی

به چشم كاسه خون و به شال ماتم مهدی

سلام من به محرم  به كربلا و جلالش

به لحظه های پر از حزن و غرق درد و ملالش

سلام من به محرم  به حال خسته زينب

به بينهايت داغ دل شكسته زينب

سلام من به محرم  به دست و مشك ابوالفضل

به نااميدی سقا به سوز و اشك ابوالفضل

سلام من به محرم  به قد و قامت اكبر

به خشك اذان گوی زير نيزه و خنجر

سلام من به محرم  به دست و بازوی قاسم

به شوق شهد شهادت  حنای گيسوی قاسم

سلام من به محرم  به گهواره اصغر

به اشك خجلت شاه و گلوی پاره اصغر

سلام من به محرم  به احترام سكينه

به آن مليكه كه رويش نديده چشم مدينه

سلام من به محرم  به عاشقی زهيرش

به بازگشتن حر  خروج ختم به خيرش

سلام من به محرم  به مسلم و به حبيبش

به رو سپيدی عون و بوی عطر عجيبش

سلام من به محرم  به زنگ محمل زينب

به پاره پاره تن بی  سر مقابل زینب

سلام من به محرم  به انتظار رقيه

به پای آبله بسته به چشم تار رقيه

سلام من به محرم  به شور و حال عيانش

سلام من به حسين و به اشك سينه زنانش

سلام من به محرم  به حزن نغمه هايش

به پرچم و به سياهی  به خيمه های عزايش

|+|
نوشته شده توسط یکی از مجنون های حسین (ع) در Thu 18 Jan 2007 و ساعت 1 AM
غدیر خم مبارک بادا  

 

آری...غدير آغار عشق است ... در غدیر بود ... با آنان که بوی عشق فاطمه میدهند دست در دست هم نهادیم و همه باهم

 "یا علی گفتیم و عشق آغاز شد"

 

|+|
نوشته شده توسط یکی از مجنون های حسین (ع) در Wed 3 Jan 2007 و ساعت 9 PM
يا جوادالائمه ادرکنا... 

يا جوادالائمه ادرکنا...

شهادت ابن الرضا، حضرت امام محمد تقی(ع) را به پيشگاه حضرت ولی عصر(عج) تسليت عرض می کنيم.

غریب و تنها - حاج سعید حدادیان

ابن الرضا - حاج منصور ارضی

|+|
نوشته شده توسط یکی از مجنون های حسین (ع) در Wed 20 Dec 2006 و ساعت 4 PM
جواد مقدم  

سلام دوستان .. امیدوارم که حالتون خوب باشه ..

می خواستم توی این پستی که می خوام بفرستم نوحه هایی از مداح اهل بیت جواد مقدم رو براتون بگذارم .. امیدوارم که خوشتون بیاد دوستان ..

آه .. زمین کربلا

دفتر عشق

تو اسمون قلبم

باز هم مرغ دلم

قاصدک

مدینه

ای تمام آرزویم

هستی و مستی

غصه عالم

|+|
نوشته شده توسط یکی از مجنون های حسین (ع) در Sun 10 Dec 2006 و ساعت 6 PM
میلاد امام رضا ( ع) 

میلاد ثامن الحجج علی بن موسی الرضا رو به همه دوستان گلم و تمام شیعیان جهان تبریک و تهنیت عرض میکنم.

  

امام رضا عليه السلام فرمود  

پنج صفت است كه در هر كس نباشد اميد چيزى از دنيا و آخرت به او نداشته باشيد

  ـ كسى كه درنهادش اعتماد نبينى

  ـ و كسى كه در سرشتـش كرم نيابـى

  ـ و كسـى كه در آفرينشـش استـوارى نبينى

  ـ و كسى كه در نفسش نجابت نيابى

  ـ و كسى كه از خدايش ترسناك نباشد

|+|
نوشته شده توسط یکی از مجنون های حسین (ع) در Wed 29 Nov 2006 و ساعت 10 PM
ولادت حضرت معصومه رو به همه ی شیعیان جهان تبریک می گم... 

حضرت معصومه , دختر امام موسى بن جعفر(ع )و حضرت نجمه است .ايـن بانوى دانشمند و راوى حديث , از نظر مقام علمى و معنوى , در رتبه بسيار بالايى قرار دارد تا آن جـا كـه بزرگان دين ,مقام معنوى او را درميان فرزندان امام هفتم (ع ) و بعد از حضرت على بن موسى الرضا(ع ), بالاتر از همه مى دانند.پـس از آن كـه مامون , برادر ايشان (امام رضا(ع را در سال دويست هجرى , از مدينه به مرو خواند, فاطمه معصومه ى همچون تعدادى از علويان , درسال 201 هجرى به ديار ايران روى آورد. وقتى كه آن بانوى متقى و پرهيزگار به ساوه رسيد, بيمار شد.در ساوه از همراهان خود پرسيد:تا قم چقدر فاصله است ؟.گفتند: نزديك است .حضرت معصومه ى به همراهان خود دستور داد تا وى را به قم ببرند.بدين ترتيب آن زن دانشمند راهى قم شد.پـسـران سـعـد اشعرى ـكه از شيعيان برجسته بودندـ و بزرگان قم كه از موضوع حركت فاطمه معصومه ى به سمت قم باخبر شده بودند, از وى استقبال باشكوهىبه عمل آوردند.حضرت معصومه ى به خانه موسى بن خزرج بن سعد اشعرى وارد شد.

مـدت هـفـده روز در آن خانه اقامت گزيد و آن گاه در سن18 سالگى , در حالى كه هنوز ازدواج نكرده بود, زندگى را بدرود گفت .بـدن پاك اورا در مقبره بابلان , جايى كه هم اكنون حرم و زيارتگاه آن بانوى پارسا و عالمه است , به خاك سپردند و سقفى از بوريا روى آن برپاكردند.سرانجام , زينب , دختر امام جواد(ع ), بر آن تربت پاك , گنبدى بنا كرد.ارزش زيـارت حـضـرت فـاطـمه معصومه ى به قدرى زياد است كه امام رضا(ع ) در اين خصوص فرمودند:كسى كه مرقد مطهر حضرت معصومه ى را بادانايى و معرفت به حقاو, زيارت كند, سزاوار بهشت مى شود.مقام و منزلت آن بانو بسيار بالا است .چنانچه در زيارتنامه وى مى خوانيم :اى فاطمه !.براى من بهشت را شفاعت كن , چرا كه از براى تو در پيشگاه خداوند, مقام ارجمند و خاصى است. هـمـيـن بـس كه به بركت وجود مبارك ايشان , قم , مركز نشر فرهنگ اسلامى ومركز ثقل انقلاب اسلامى ايران شناخته شد و امروزه نيز به عنوان اميدجهان اسلام , در سطح گيتى مى درخشد.اين اعتبار, همان تبيين سخن امام هفتم (ع )است كه فرمود:قم , خانه و پايگاه آل محمد و شيعيان آنان است .

 

|+|
نوشته شده توسط یکی از مجنون های حسین (ع) در Thu 23 Nov 2006 و ساعت 6 PM
شیعیان دعا کنید ...  

صدايي ميشنوم صدايي از ته دل
صدايم ميكند از راه دور
از درد انتظار ميگويد وتنهايي وصف حضرت مهدي
ميگويد كيست مرا ياري كند
كيست كه مرا بخواند
از عشق وتنهايي چه ميدانيد
بياييد قدر انتظار را بدانيم
قدر با ياد او بودن را بدانيم
شبهاي تاريك ميگذرد
همه ي دلها شده اند تاريك
به ياد اريم روزي كه او خواهد امد
شكوفه ها باز خواهند شد
نور بر دلها حاكم خواهد شد
بياييد اميد انتظار را زنده كنيم
همه ي دنيا را بيدار كنيم
تا بشنوند صداي او را
كه ميگويد دعا كنيد براي من

|+|
نوشته شده توسط یکی از مجنون های حسین (ع) در Fri 10 Nov 2006 و ساعت 11 PM
علی  

با عرض سلام خدمت تمامی دوستان. امیدوارم که نماز و روزه همه ی شما محبین اهل بیت علیهم السلام قبول در گاه حق باشه انشالله.

تسلیت عرض می کنم شهادت مولی الموحدین علی بن ابی طالب.

|+|
نوشته شده توسط یکی از مجنون های حسین (ع) در Mon 16 Oct 2006 و ساعت 10 PM
سالروز میلاد امام زمان (عج ) 

پانزدهم شعبان سال ۲۵۵ هجری قمری حضرت امام مهدی (عج) آخرین امام و پیشوای مسلمانان جهان در شهر سامرا به عرصه حیات قدم گذاشتند. پدر بزرگوار آن موجود پاک و نورانی حضرت امام حسن عسگری (ع) بودند و مادر محترم ایشان نرگس نام داشتند.

از القاب مبارکشان حجت - قائم - منتظر - مهدی و صاحب الزمان مشهورتر از بقیه است. دوران زندگی امام عصر مقارن با حکومت معنمد عباسی بود و وی پیوسته در جهت محو اسلام واز بین بردن خاندان علوی توطئه می کرد. پس از شهادت امام یازدهم جعفر کذاب در صدد کسب موقعیت وجانشینی آن امام بر آمد و در همین هنگام حضرت مهدی (عج) به امر پروردگار متعال از دیدگان عموم غایب و پنهان شدند و فقط از طریق نواب خاصه موسوم به نواب اربعه با پیروان خاص خود ارتباط داشتند. این چهار تن { عثمان این سعید . ابو جعفر عمری . حسین بن روح نوبختی و ابوالحسن سمری } بودند. این دوره از غیبت امام عصر غیبت صغری نام گرفته وشیعیان امامیه بر این عقیده اند که با وفات چهارمین فرد از نواب اربعه دوره مذکور پایان یافته است.

 

ظ…ظ‡ط¯ظٹ ط¬ط§ظ†!ظ¾عکظ…ط±ط¯ ظ‡ظ…ظ‡ ظٹ ع¯ظ„ظ‡ط§ظٹ ط§ظ†طھط¸ط§ط± ط¨ظٹط§....

|+|
نوشته شده توسط یکی از مجنون های حسین (ع) در Fri 8 Sep 2006 و ساعت 6 PM
میلاد سه اختر 

ميلاد انوار الهي حسين و سجاد و ابوفاضل كه سلام و رحمت خدا بر آنها باد بر همگان خجسته و مبارك باد.

|+|
نوشته شده توسط یکی از مجنون های حسین (ع) در Tue 29 Aug 2006 و ساعت 4 PM
مبعث 
 

اقرا باسم ربك الذي خلق

اني بعثت لاتمم مكارم الاخلاق

احمد ز حرا گشت برون با رخ مــاه

با حكم پيامبري به فرمان اله

بر عارض او هر كه نظر كرد بگفت

لا حـــــــول ولا قوه الا با اله

بخوان به نام خدا

شبي كه جوشش صد مهر در گريبان داشت

جـــــــنين حادثه اي در مشيمه پنهان داشت

زميــن، به خود ز تب التهاب التهاب مي لرزيد

زمـــان، ز زايـــش نــوري به خويش مي پيچيد

موكــــــــــلان مشيــــــــت به كـــــــارگاه قدر

شـــــــــدنـــــــد، تا كه ببندند طرح نقش دگر

قضــــــــا گرفت قلم، تا كـــــــه بـر صحيفه نور

ظهــــــــــور نخبه ايجـــــــــــاد را، كند مسطور

ز عــــــــرش زمـــــــــره لاهوتيــان پرده نشين

نظــــــــــاره را بگشودند، ديده ســـــوي زمين

ز شــــــــوق، در رگ شـب خون نور جاري بود

بــــــــر آتشش قــــــــدم از تـــاب بيقراري بود

شبي عجب، كه همه جود بود و فيض و فتوح

شــــــــب شگفتن ايمان، شب گشايش روح

شبــــــــــي كه مطلع انـــــــوار نور سرمد بود

ظهـــور مصلح كل، بعثت محمـّـــد بود

********************

روز مبعث رو به تمامی شیعیان دنیا تبریک عرض میکنم.

|+|
نوشته شده توسط یکی از مجنون های حسین (ع) در Tue 22 Aug 2006 و ساعت 7 PM
تشکر  

سلام دوستان.

خیلی ممنون که نظر میدید.

واقعا نمی دونم چه طوری ازتون تشکر کنم.

به هر حال :

برای اینه تونسته باشم یکم از لطف و محبتتون رو جبران کرده باشم یه چند تا مداحی از مداح اهل بیت علیهم السلام حمید علیمی می گذارم.

انشالله که خوشتون بیاد.

**************************

محرم آمد غم های دوستان آمد

گویند خلایق که به دیوانه رقم نیست

بخون بلبل از چه خاموشی

آنکه عشقش خیمه بر پا کرده دل زینب است

یا حسین در خونت باز بود من باز اومدم

|+|
نوشته شده توسط یکی از مجنون های حسین (ع) در Wed 24 May 2006 و ساعت 5 PM
معجزه  

شفای مردِ لال


در سال 1410 هجری ، شخصی به نام آقای بلورساز، خادم کشیک دوم آستان قدس رضوی، معجزه ای را از حضرت رضا(ع) نقل کرد به این قرار که:
« من مبتلا به درد دندان شدم، برای کشیدن دندان پیش دکتر رفتم. گفت غده ای هم کنار زبان شماست که باید عمل شود.
با آن عمل من لال شدم و دیگر هر چه خواستم حرف بزنم نمی توانستم و همه چیزها را می نوشتم. هر چه پیش دکترها رفتم درمان نشد. خیلی گرفته و ناراحت بودم.
چند ماه بعد خانم بنده برای رفع درد دندان، پیش دکتر رفت. وقت کشیدن دندان ترسی و وحشتی برایش پیدا شد.
دندانپزشک می پرسد: چرا می ترسی؟
می گوید: شوهرم دندانی کشید و جریان را کلاً برای دکتر می گوید. دکتر می گوید: عجب! آن شوهر شماست؟
می گوید: آری. دکتر می گوید: در عمل جراحی رگ گویایی صدمه دیده و قطع شده و این باعث لال شدن ایشان است و دیگر فایده ندارد.
زن خیلی ناراحت به خانه برمی گردد و شب خوابش نمی برد. مرد می نویسد: چرا ناراحتی؟
می گوید: جریان این است که دکتر گفته شما خوب نمی شوید. ناراحتی مرد زیادتر شده و به تهران می آید خدمت آقای علوی می رسد.
ایشان میفرماید: راهنمایی من این است که چهل شب چهارشنبه به مسجد جمکران بروی، اگر شفایی هست در آنجاست. تصمیم جدی می گیرد و لذا از مشهد که بر می گردد برای چهل هفته بلیط تهیه می کند. که شبهای سه شنبه در تهران و شبهای چهارشنبه به مسجد جمکران مشرف شود.
در هفته 38 که نماز می خواند و برای صلوات سر به مهر می گذارد؛ یک وقت متوجه می شود که همه جا، نورانی شد و یک آقایی وارد و مردم به دنبال او هستند؛ می گویند حضرت حجت است.
خیلی ناراحت می شود که نمی تواند سلام بدهد. لذا در کناری قرار می گیرد ولی حضرت نزدیک او آمده و می فرمایند: سلام کن
اشاره به زبان می کند که من لالم والا بی ادب نیستم. حضرت بار دوم با تشر می فرماید سلام کن.
بلافاصله زبانش باز می شود و سلام می گوید. ناگهان خود را در حال سجده می بیند.
این جریان را افرادی که آن آقا را قبل از لال شدن و در حین لالی و بعد از لالی دیده بودند در محضر آیت الله العظمی گلپایگانی شهادت دادند و نوار آن هم محفوظ است. »

|+|
نوشته شده توسط یکی از مجنون های حسین (ع) در Wed 17 May 2006 و ساعت 4 PM
درد دل  

سلام.

نمی دونم چرا امشب اینقدر دلم گرفته؟ همش دلم می خواد گریه کنم. دلم حال و هوای بین الحرمین کرده. دلم میخواد برم اونجا داد بزنم. فریاد بزنم. با امام حسین و ابالفضل درد و دل کنم.اصلا حوصله ی هیچ چیز و هیچ کس رو ندارم. دلم می خواد زود بیام ایران ولی انگار تا امتحانها تموم نشه خبری از ایران نیست.

اعصابم خورد شد دیگه از اینجا، از آدماش، از کشور بی سر و صداش.

شب جمعه هست ولی اصلا صدای دعای کمیل، سینه زنی بعد از دعا نمیاد. تو رو خدا برام دعا کنید امتحانام تموم بشه بیام برم قم.

دلم هوای همه جا کرده. بین الحرمین، مکه ، مشهد، نجف، قم و ... .

*********

در ضمن سید جواد ذاکر حالش بده.

برای اون خیلی خیلی بیشتر از من دعا کنید. 

|+|
نوشته شده توسط یکی از مجنون های حسین (ع) در Thu 11 May 2006 و ساعت 11 PM
احادیث منقول از حضرت معصومه 
 
قَالَ سَألْتُ اَبَا الْحَسَن ِالر ِّضَا(ع) عَنْ فَاطِمَةَ بِنْت ِمُوسَى بْن ِجَعْفَر (ع)، فَقَالَ مَنْ زَارَهَا فَلَهُ الْجَنَّةَ.
 
راوى می گويد از امام رضا(ع) درباره حضرت فاطمه معصومه پرسيدم. آن حضرت فرمود:« هركس قبرش را زيارت كند، بهشت بر او واجب مى شود .
|+|
نوشته شده توسط یکی از مجنون های حسین (ع) در Mon 8 May 2006 و ساعت 6 PM
تسلیت  

باعرض سلام خدمت تمامی دوستانی که به وبلاگم سر می زنید و لطف می کنید و نظر می دید.

شهادت حضرت معصومه علیها السلام رو به همتون تلسیت عرض می کنم.

******************


نام شريف آن بزرگوار فاطمه و مشهورترين لقب آن حضرت، «معصومه» است. پدر بزرگوارش امام هفتم شيعيان حضرت موسى بن جعفر (ع) و مادر مكرمه اش حضرت نجمه خاتون (س) است . آن بانو مادر امام هشتم نيز هست . لذا حضرت معصومه (س) با حضرت رضا (ع) از يك مادر هستند.

ولادت آن حضرت در روز اول ذيقعده سال ١٧٣ هجرى قمرى در مدينه منوره واقع شده است. ديرى نپاييد كه در همان سنين كودكى مواجه با مصيبت شهادت پدر گرامى خود در حبس هارون در شهر بغداد شد. لذا از آن پس تحت مراقبت و تربيت برادر بزرگوارش حضرت على بن موسى الرضا (ع) قرارگرفت.

در سال ٢٠٠ هجرى قمرى در پى اصرار و تهديد مأمون عباسى سفر تبعيد گونه حضرت رضا (ع) به مرو انجام شد و آن حضرت بدون اين كه كسى از بستگان و اهل بيت خود را همراه ببرند راهى خراسان شدند.

يك سال بعد از هجرت برادر، حضرت معصومه (س) به شوق ديدار برادر و اداي رسالت زينبي و پيام ولايت به همراه عده اى از برادران و برادرزادگان به طرف خراسان حركت كرد و در هر شهر و محلى مورد استقبال مردم واقع مى شد. اين جا بود كه آن حضرت نيز همچون عمه بزرگوارشان حضرت زينب(س) پيام مظلوميت و غربت برادر گراميشان را به مردم مؤمن و مسلمان مى رساندند و مخالفت خود و اهلبيت (ع) را با حكومت حيله گر بنى عباس اظهار مى كرد. بدين جهت تا كاروان حضرت به شهر ساوه رسيد عده اى از مخالفان اهلبيت كه از پشتيبانى مأموران حكومت برخوردار بودند،سر راه را گرفتند و با همراهان حضرت وارد جنگ شدند، در نتيجه تقريباً همه مردان كاروان به شهادت رسيدند، حتى بنابر نقلى حضرت(س) معصومه را نيز مسموم كردند.

به هر حال ، يا بر اثر اندوه و غم زياد از اين ماتم و يا بر اثر مسموميت از زهر جفا، حضرت فاطمه معصومه (س)بيمار شدند و چون ديگر امكان ادامه راه به طرف خراسان نبود قصد شهر قم را نمود. پرسيد: از اين شهر«ساوه» تا «قم» چند فرسنگ است؟ آن چه بود جواب دادند، فرمود: مرا به شهر قم ببريد، زيرا از پدرم شنيدم كه مى فرمود: شهر قم مركز شيعيان ما است. بزرگان شهر قم وقتى از اين خبر مسرت بخش مطلع شدند به استقبال آن حضرت شتافتند; و در حالى كه «موسى بن خزرج» بزرگ خاندان «اشعرى» زمام ناقه آن حضرت را به دوش مى كشيد و عده فراوانى از مردم پياده و سواره گرداگرد كجاوه حضرت در حركت بودند، حدوداً در روز ٢٣ ربيع الاول سال ٢٠١ هجرى قمرى حضرت وارد شهر مقدس قم شدند. سپس در محلى كه امروز «ميدان مير» ناميده مى شود شتر آن حضرت در جلو در منزل «موسى بن خزرج» زانو زد و افتخار ميزبانى حضرت نصيب او شد.

آن بزرگوار به مدت ١٧ روز در اين شهر زندگى كرد و در اين مدت مشغول عبادت و راز و نياز با پروردگار متعال بود.

محل عبادت آن حضرت در مدرسه ستيه به نام «بيت النور» هم اكنون محل زيارت ارادتمندان آن حضرت است.

سرانجام در روز دهم ربيع الثانى و «بنا بر قولى دوازدهم ربع الثانى» سال ٢٠١ هجرى پيش از آن كه ديدگان مباركش به ديدار برادر روشن شود، در ديار غربت و با اندوه فراوان ديده از جهان فروبست و شيعيان را در ماتم خود به سوگ نشاند .مردم قم با تجليل فراوان پيكر پاكش را به سوى محل فعلى كه در آن روز بيرون شهر و به نام «باغ بابلان» معروف بود تشييع نمودند. همين كه قبر مهيا شد دراين كه چه كسى بدن مطهر آن حضرت را داخل قبر قرار دهد دچار مشكل شدند، كه ناگاه دو تن سواره كه نقاب به صورت داشتند از جانب قبله پيدا شدند و به سرعت نزديك آمدند و پس از خواندن نماز يكى از آن دو وارد قبر شد و ديگرى جسد پاك و مطهر آن حضرت را برداشت و به دست او داد تا در دل خاك نهان سازد.

آن دو نفر پس از پايان مراسم بدون آن كه با كسى سخن بگويند بر اسب هاى خود سوار و از محل دور شدند.

بنا به گفته بعضي از علما به نظر مى رسد كه آن دو بزرگوار، دو حجت پروردگار: حضرت رضا (ع) و امام جواد (ع) باشند چرا كه معمولاً مراسم دفن بزرگان دين با حضور اوليا الهي انجام شده است.

پس از دفن حضرت معصومه(س) موسى بن خزرج سايبانى از بوريا بر فراز قبر شريفش قرار داد تا اين كه حضرت زينب فرزند امام جواد(ع) به سال ٢٥٦ هجرى قمرى اولين گنبد را بر فراز قبر شريف عمه بزرگوارش بنا كرد و بدين سان تربت پاك آن بانوى بزرگوار اسلام قبله گاه قلوب ارادتمندان به اهلبيت (ع). و دارالشفاي دلسوختگان عاشق ولايت وامامت شد.

|+|
نوشته شده توسط یکی از مجنون های حسین (ع) در Mon 8 May 2006 و ساعت 6 PM
امام حسن عسکری (ع)  

موضع علمي و آموزشي امام:

ـ مواضع علمي او (ع) در پاسخهاي قاطع و استوار در مورد شبهه ها و افكار كفر آميز و بيان كردن حق، باورشان مناظره و گفتگوهاي موضوعي و مناقشه ها و بحثهاي علمي، و همزمان با آن فعاليتها،‌ كوششهاي ديگر از قبيل صادركردن بيانيه هاي علمي و ... (بوده است)....

ـ كندي (ابويوسف يعقوب بن اسحاق) فيلسوف عراقي در زمان امام (ع) پيرامون متناقضات قرآن،‌كتابي تدوين كرد بوسيله بعضي از منسوبان به حوزه علمي او، ‌با او تماس گرفت و كوشش او را با شكست روبرو كرد وكندي را قانع فرمود كه در اشتباه بوده است. كندي توبه كرد اوراق خود را سوزانيد.

 

موضع نظارت بر پايگاههاي مردمي:

ـ موضع امام (ع) در اين زمينه، نظارت بر پايگاههاي مردي خود و پشتيباني از آن پايگاهها و بالابردن درجه آگاهي آنها و مجهز كردن آن با همه اسلوبها و روشهاي پايداري و بالابردن به سطح پشتازان متعهد بود. امام غالباً آنان را هشدار مي داد تا در دام عباسيان نيفتد ودر مصائب روزگار از نظر اقتصادي و اجتماعي به علت بدبختيها و رفتار بيرحمانه حكام كه با آن روبرو مي شدند، به آنان كمك مي رسانيد.....

ـ براي امام از مناطق گوناگون اسلامي كه پايگاههاي توده اي او آنجا بود، بوسيله نمايندگان او كه در آن مناطق پراكنده بودند اموال بسيار مي بردند و امام با دقت بسيار و با روشهاي گوناگون مي كوشيدند تا آن امر را كاملاً از چشم دولتيان بپوشاند و به نحوي پنهاني عمل كند....

ـ دولت عباسيان در برابر ياران امام (ع) و در پايگاههايي كه پشتيبان او بودند، قاطعانه و بيرحمانه ايستادگي مي كرد و براي از ميان برداشتن خط مشي و برنامه امام و پراكندن و اداره كردن ياران او كوششهاي فراوان بعمل آورد....

موضع امام درمقابل آن كوششها، پندگويي بود كه به ياران دلداري مي داد و مي فرمود: (تهيدست و با ما بودن، بهتر كه توانگر بودن و با غير ما بودن. كشته شدن با ما، بهتر كه زنده بودن با دشمن! ما براي هر كس كه به ما پناه آورد،‌ پناهگاهيم و براي آن كس كه بخواهد به وسيله ما ببيند، نوريم، و آن كس را كه به ما پناه آورده، عصميتم و هر كس كه ما را دوست بدارد بحقيقت در بزرگي و مقام با ما است و هر كس كه از ما منحرف گردد، جاي او در آتش است)

موضع چهارم آماده كردن مسئله غيبت:

ـ  امام حسن عسكري (ع) به وضوح مي ديد كه اراده الهي براي ايجاد دولت الله بر روي زمين و در برگرفتن همه جهان انسانيت و گرفتن دست مستضعفان در زمين، بر اين تعلق گرفته است كه فرزندش غيبت كند تا خوف آنان به امنيت خاطر تبديل گردد و خداي را عبادت كنند و هيچ چيز را شريك او نگيرند.

ـ فعاليت امام حسن عسكري (ع) و برنامه ريزي او در تحقق بخشيدن هدف مزبور به دو كار مقدماتي نياز داشت:

      1-  مخفي كردن مهدي (عج) از چشم مردن و نشان دادن وي فقط به بعضي از خواص.

      2-  آنكه به هر ترتيب، فكر غيبت را در اذهان و افكار رسوخ دهد و به مردم بفهماند كه اين مسئوليت  اسلامي را بايد تحمل كنند و مردم را به اين انديشه و متفرعات آن عادت دهند....

بيانيه امام حسن عسكري (ع) سه شكل داشت:

الف) ...... بيانيه هاي كلي و عمومي درباره صفات مهدي (ع) از قبيل: «وقتي قيام كند، در ميان مردم با علم خود داوري خواهد كرد مانند داوري داود كه از بينه و دليل پرسشي نمي كرد».

ب‌) توجيه و نقد سياسي در مورد اوضاع موجود، و مقرون كردن آن به انديشه وجود مهدي (ع) و ضرورت ايجاد دگرگونيها از سوي او و از اين قبيل است: «وقتي قائم خروج كند به ويران كردن منابر و جايگاههاي خصوصي در مساجد فرمان خواهد داد اين جايگاهها به منظور امنيت و محافظت خليفه از تعدي، و براي افزودن هيبت او در دل ديگران بنا شده است.»

ج‌) اعلاميه هاي كلي براي پايگاهها و اصحابش كه در آن، ابعاد انديشه غيبت براي آنان و ضرورت آمادگي و عمل به آن از ناحيه رواني و اجتماعي توضيح داده شده بود، تا غيبت امام (ع) و جدايي او را از آنان بپذيرند. امام به ابن بابويه نامه اي نوشت و در آن فرمود: «بر تو باد بردباري و انتظار گشايش، پیامبر اکرم (ص) فرمود: برترين عمل امت من انتظار كشيدن گشايش است و شيعه ما پيوسته در اندوه است تا فرزندم ظهوركند....»

3-  راه ديگري كه امام براي آمادگي غيبت دراذهان مردم انجام داد پنهان نمودن خود و برقراري رابطه با دوستان و طرفداران ازطريق مكاتبه و مراسله بوده است. همچنين نظام و روش وكالتي و وساطتي كه امام حسن عسكري (ع) با پايگاههاي مردمي خود برگزيد، روشي ديگر از روشهاي بود كه براي فهماندن مسئله غيبت آماده شده بود.....

|+|
نوشته شده توسط یکی از مجنون های حسین (ع) در Sat 6 May 2006 و ساعت 10 PM
خوش آمدی ...  

فرشته وار در کوچه های مدینه به پرواز درآمدی و فرشتگان را به طواف خود فرا خواندی و آنها جام به دست، هفت آسمان تو را بدرقه کردند تا به کوچه باغ حیات بشری رسیدی و آنها را با قدومت طراوت بخشیدی. آمدی توفنده تر از دریا، شب شکن تر از خورشید و دل انگیزتر از شادی، دریا به احترامت خاموش ماند، خورشید رخ در نقاب خاموشی کشید و شادی خجل از طراوت تو آرام به قلب ها تراوش کرد. سلام بر تو ای یازدهمین ثمر درخت آفرینش!

******************************

ابومحمد حسن بن علي، امام يازدهم از ائمه عشر (ع) و سيزدهمين معصوم از چهارده معصوم (ع)، پدر بزرگوارش امام هادي (ع) هنگام تولد فرزند، شانزده سال و چند ماه بيشتر نداشت، مادرش بانويي صالحه و عارفه به نام سوسن يا حديثه يا سليل بود. تولدش با اختلاف روايات در ماه ربيع الاول يا ربيع الاخر سال 231 يا 232 ق و بنا به اكثر روايات در مدينه اتفاق افتاده است.

مدت حيات امام به سه دوره تقسيم مي گردد: تا چهار سال و چند ماهگي امام (و به قولي تا 13 سالگي) از عمر شريفش در مدينه سر برده، تا 23 سالگي به اتفاق پدر بزرگوارش در سامرا مي زيسته (او پدر بزرگوارش امام هادي (ع) در محله عسگر قرارگاه سپاه در شهر سامرا زندگي مي كردند و به عسگري لقب يافتند) و تا 29 سالگي يعني شش سال و اندي پس از رحلت امام دهم (ع) در سامرا ولايت بر امور و پيشوايي بر ستون را بر عهده داشته است.

 

 

 

|+|
نوشته شده توسط یکی از مجنون های حسین (ع) در Sat 6 May 2006 و ساعت 10 PM
معذرت خواهی  

سلام دوستان.

ولادت یازدهمین اختر اسمان رو به همهتون تبریک می گم.

ببخشید که یکم دیر شد و دیر بهتون تبریک گفتم.

|+|
نوشته شده توسط یکی از مجنون های حسین (ع) در Sat 6 May 2006 و ساعت 10 PM
یا بن الزهرا روحی فداک.....  

 

****یا بن الزهرااااااااااااااا  الی متی الانتظار****

هر جمعه به جاده آبي نگاه مي كنم و در انتظار قاصدكي مي نشينم كه قرار است

 خبر گامهاي تو را براي من بياورد، گامهاي استوار و دستهاي سبزت را.

اگر بيايي، چشمهايم را سنگفرش راهت خواهم كرد. تو مي آيي و در هر قدم،

شاخه اي از عاطفه خواهي كاشت و قاصدكي را آزاد خواهي كرد.

 تو مي آيي و روي هر درخت پر شكوه لانه اي از اميد براي كبوتران غريب خواهي ساخت.

صداي تو، بغض فضا را مي شكافد.

 فضاي مه آلودي كه قلب چكاوكها را از هر شاخه درختش آويزان كرده اند.

 تو با دستهايت بر قلبهاي شقايق ها رنگ سبز اميد خواهي زد

و با رنگ پر معناي دريا خواهي نوشت:

" به نام خداي اميدها"!

               تو مي آيي در حالي كه دستهايت پر از گلهاي نرگس است.

                 تو دل سرد يكايك ما را با نواهاي گرمت آفتابي مي كني

                             و كعبه عشق را در آنها بنا خواهي كرد.

                       دست نوازش بر سر ميخك هايي خواهي كشيد

                                  كه باد كمرشان را خم كرده است.

 

                     تو حتي بر قلب كاكتوسها هم رنگ مهرباني خواهي زد.

                                                  

                                                  تو مي آيـــــــــــي 

 

        و با  آمدنت خون طراوت و زندگي در رگهاي صبح جريان پيداخواهدكرد...

                                 

            یا بـــــــــــن الــــــــــزهــــــــــــــــرا                 

                 تو مــــــــــي آيـــــــي

 

            اي پسر فــــــــاطمه

                   يوســــــــف زهـــــرا

                       يــــــا مهـــــــدی

                          به امـــــيد آن روز!

|+|
نوشته شده توسط یکی از مجنون های حسین (ع) در Fri 5 May 2006 و ساعت 6 PM
یا صاحب الزمان ! ... 

 اباصالح

یا صاحب الزمان ! ...

 یا صاحب الزمان ! داستان یوسف را گفتن وشنیدن به بهانه ی توست  .

شرمنده ایم .

می دانیم گناهان ما همان چاه غیبت توست .

می دانیم کوتاهیها ، نادانیها و سستیهای ما ، ستمهایی است که در حق تو کرده ایم .

یعقوب به پسران گفت : به جستجوی یوسف برخیزید ،

و ما با روسیاهی و شرمندگی ، آمده ایم تا از تو نشانی بگیریم .

به ما گفته اند اگر به جستجوی تو برخیزیم ، نشانی از تو می یابیم .

اما ای فرزند احمد ! آیا راهی به سوی تو هست تا به دیدارت آییم .

اگر بگویند برای یافتن تو باید بیابانها را در نوردیم ، در می نوردیم .

اگر بگویند برای دیدار تو باید سر به کوه و صحرا گذاریم ، می گذاریم .

ای یوسف زهرا !

خاندان یعقوب پریشان و گرفتار بودند ،

ما و خاندانمان نیز گرفتاریم ،

روی پریشان ما را بنگر . چهره زردمان را ببین .

به ما ترحم کن که بیچاره ایم و مضطر

ای عزیزِ مصرِ وجود !

سراسر جهان را تیره روزی فرا گرفته است .

نیازمندیم ! محتاجیم و در عین حال گناهکار

از ما بگذر و پیمانه جانمان را از محبت پر کن .

یابن الحسن !

برادران یوسف وقتی به نزد او آمدند کالایی – هر چند اندک – آورده بودند ،

سفارش نامه ای هم از یعقوب داشتند .

اما ...

ای آقا ! ای کریم ! ای سرور !

ما درماندگان ، دستمان خالی و رویمان سیاه است .

آن کالای اندک را هم نداریم .

اما... نه ،

کالایی هر چند ناقابل و کم بها آورده ایم .

دل شکسته داریم

و مقدورمان هم سری است که در پایت افکنیم .

ناامیدیم و به امید آمده ایم .

افسرده ایم و چشم به لطف و احسان تو دوخته ایم .

سفارش نامه ای هم داریم .

پهلوی شکسته مادر مظلومه ات زهرا را به شفاعت آورده ایم .

یا صاحب الزمان !

به یقین ، تو از یوسف مهربانتری .

تو از یوسف بخشنده تری .

به فریادمان برس ، درمانده ایم .

ای یوسف گم گشته ! و ای گم گشته ی یعقوب !

یعقوب وار ، چه شبها و روزها که در فراق تو آرام و قرار نداریم .

در دوران پر درد هجران ، اشک می ریزیم و می گوییم :

تا به کی حیران و سرگردان تو باشیم .

تا به کی رخ نادیده ترا وصف کنیم .

با چه زبانی و چه بیانی از اوصاف تو بگوییم و چگونه با تو نجوا کنیم .

سخت است بر ما ، که از دوری تو ، روز و شب اشک بریزیم .

سخت است بر ما ، که مردم نادان تر واگذارند .

سخت است بر ما ، که دوستان ، یاد ترا کوچک شمارند .

یا بقّیةالله !

خسته ایم و افسرده ،

نالانیم و پژمرده ،

گریه امانمان را بریده است .

غم دوری ، دیوانه مان کرده است .

اما نمی دانیم چه شیرینی و حلاوتی در این درد و دوری است که می گوییم :

کجاست آن که از غم هجران تو ناشکیبایی کند .

تا من نیز در بی قراری ، یاریش دهم

کجاست آن چشم گریانی که از دوری تو اشک بریزد ؟

تا من او را در گریه یاری دهم

مولای من ! دیدگانمان از فراق تو بی فروغ گشته اند .

و می دانیم پیراهن یوسف ، یادگار ابراهیم ، نزد توست .

و ای کاش نسیمی از کوی تو ،

بوی آن پیراهن را به مشام جان ما برساند .

و ای کاش پیکی ، پیراهن ترا به ارمغان بیاورد

تا نور دیدگانمان گردد .

ای کاش پیش از مردن ، یک بار ترا به یک نگاه ببینیم .

درازی دوران غیبت ، فروغ از چشمانمان برده است 

کی می شود شب و روز ترا ببینیم و چشمانمان به دیدار تو روشن گردد ؟

شکست و سرافکندگی ، خوار و بی مقدارمان کرده است .

کی می شود ترا ببینیم که پرچم پیروزی را برافراشته ای ؟

و ببینیم طعم تلخ شکست و سرافکندگی را به دشمن چشانده ای .

کی می شود که ببینیم یاغیان و منکران حق را نابود کرده ای ؟

و ببینیم پشت سرکشان را شکسته ای .

کی می شود که ببینیم ریشه ستمگران را برکنده ای ؟

و اگر آن روز فرا رسد ...

و ما شاهد آن باشیم ،

شکرگزار و سپاسگو نجوا می کنیم :

الحمدلله رب العالمین .

|+|
نوشته شده توسط یکی از مجنون های حسین (ع) در Fri 5 May 2006 و ساعت 6 PM
گزارش تصویری از اربعین حسینی کربلا 

گزارش تصویری از اربعین حسینی کربلا

 

|+|
نوشته شده توسط یکی از مجنون های حسین (ع) در Thu 4 May 2006 و ساعت 12 PM
عکس  

 

|+|
نوشته شده توسط یکی از مجنون های حسین (ع) در Sat 29 Apr 2006 و ساعت 0 AM
علقمه  

علقمه چشم به خيمه‌ها دارد.

با حسرت به آن‌سو مي‌نگرد.

منتظر است، منتظر ياري كه چند روزيست همدمش شده است.

اما از ديروز تا به حال به ديدارش نيامده است.

.....

سواري خرامان به سويش مي‌آيد.

چهره‌اش آشناست.

آري، سقّا دوباره آمده است.

آمده است تا قسمتي از وجود او را به ميهماني خيمه‌ها ببرد.

از شادماني موجي به ساحل مي‌فرستد تا به پيشواز قدومش برود و تبرك جويد.

سقّا در كنارش از اسب فرود آمده است.

به چشمان سقّا مي‌نگرد.

طاقت نگاه او را ندارد.

چه نفوذي دارد نگاه پر احساس او.

نگاهي كه تا عمق وجودش را به لرزه در مي‌آورد.

......

اينبار سقّا حال و هوايي ديگر دارد.

غمي سنگين را مي‌تواند در قدمهايش احساحس كند.

لبهاي خشكيده‌اش را به نظاره مي‌نشيند.

.....

سقّا دست در آب مي‌كند.

مشتي آب را به لبهاي خشكيده‌اش نزديك مي‌كند.

علقه تشنه لبهاي سقّا است.

آرزو دارد تا از لبهاي سقّا سيراب شود.

موج مي‌زند و دلربايي مي‌كند.

سقا نگاهي به او مي‌اندازد.

آب را بر روي آب مي‌ريزد.

.....

سقّا مشك را به علقمه مي‌سپارد.

علقمه كه در حسرت لبهاي سقّا مي‌سوزد، عشق و ارادت خود را نثار مشك مي‌كند.

شايد بدين‌سان به وصال معشوق برسد.

سقّا مشك را به دست مي‌گيرد و به سوي خيمه‌ها مي‌تازد.

.....

علقمه نگران است.

وجودش به تلاطم افتاده است.

حس غريبي دارد.

ندايي به او مي‌گويد ديگر سقّا را نمي‌بيند.

.....

و علقمه تا ابد در حسرت لبهاي سقّا مي‌سوزد.

 

|+|
نوشته شده توسط یکی از مجنون های حسین (ع) در Sat 29 Apr 2006 و ساعت 0 AM
رسم تو بچه شیعه ها ...  

رسم تو بچه شيعه ها وقتی ميرن خواستگاری

 دسته گل ياس می برن تا بمونه يادگاری

 وقتی که بچه دار ميشن بازم گل ياس ميخرن

   بچه اگه پسر باشه  اسمشو عباس ميذارن 

اگه خدا بده به من  يک پسری تو عالمين

    اسمشو عباس ميذارم  مثل علمدار حسين

علم ميدم به دست اون تا که علمداری کنه

    بين تموم بچه ها قافله سالاری کنه 

وقتی بزرگ شد پسرم ميبرمش تو هيئتها

  حسين حسين يادش ميدم   تا بشه نوکر آقا

دلم ميخواد ياد بگيره مردونه شيدايی کنه

      يه مشک ميدم تو هيئتها تا بره سقايی کنه

|+|
نوشته شده توسط یکی از مجنون های حسین (ع) در Sat 29 Apr 2006 و ساعت 0 AM
 

src=http://b3da.com/taraneh/2/benyamin_bouyemoharram/1.zip width=284 height=85 type=audio/x-pn-realaudio-plugin autostart="false" controls="All" Show.wma>